بازهم یک اتفاق تازه، اما تکراری!
همان قصه ی تلخ کتک خوردن و برخوردهای زشت با دستفروشان .
پسرک نوجوانی که با پا گذاشتن به روی غرورش برای کسب لقمه ای حلال با تنها وسیله ی نقلیه اش که فرغون کهنه ای است مقداری میوه برای فروش به سطح شهر میبرد .
نو جوانی که شاید هر روز از دیدن جذابیت ها و ساختمان ها ی زیبا که نمیداند برخی هایشان غیر مجاز ساخته شده اند و از پز و نگاه آدمهای این شهر بارها دلش بشکند و از بی عدالتی های روزگار پیش خدا گله کند.
اما همچنان به اجبار برای تامین معاش زندگی اش روزها را برای لقمه نانی حلال شب کند .
اما گویا امروز امیدش را ناامید خواهند کرد آری امروز ماموران شهرداری با غروری خاص و ادبیاتی زشت و خشمی که شاید از سختی های زندگی یا کارش ناشی باشد برای انجام وظیفه به سراغش خواهند رفت تا رفع سد معبر کنند.
بله دستفروش شهرم گویا تو معبر این شهر را سد کرده ای و می باید میوه ها و فرغونت را از سر راه همشهریانت برداری .
مقاومت نکن ،دم نزن زیرا ممکن است میوه هایت را هم همچون غرورت له کنند.
فروش امروزت چه خوب بود دیگر نه میوه ای برایت مانده نه فرغونی ،راستی فرغونت کو؟
به خانه ات برگرد برادرم اما پیش مادرت حرفی از قصه تلخ امروز نزن ،مادر دلش زود میشکند وآه دلش ……
میدانم امشب بار دیگر نزد خدا گلایه خواهی کرد از اینهمه بی عدالتی از این همه سختی از این همه درد از این همه بی توجهی.
آری گویی تو و امثال تو جایی در این شهر ندارید ،مشکل شهر تویی نه ساخت و سازهای غیر مجاز،مشکل فقط تویی نه ساختمان های چندین طبقه بدون پارکینک ، تو فقط یک مزاحم اعصاب خرد کن برای مامورین شهردای هستی بساطت را جمع کن برو…
شهر مسائل مهمتری دارد کلی ادم سفارش شده کارشان لنگ است تو دیگر چه میگویی؟ بساطت را جمع کن برو.
نگران نباش همشهریانت برایت غیرتی میشوند و شاید چند روزی از رفتار بد ماموران شهردای با تو بگویند ناراحت نباش عده ای نیزممکن است در دفاع از شهردای ودر انتقاد از پدیده دست فروشی در سطح شهر استدلالات منطقی و غیر منطقی ارائه دهند.
اما خیالت تخت کسی برای دفاع از توقدمی برنخواهد داشت نه بیانیه ای نه خطبه ای و نه تریبونی به تو اختصاص نخواهد یافت..
شهروند عزیزم شهر مسائل مهمتری دارد.برو بگذار مسولین شهر جریمه سنگین ساخت ساز غیر مجاز یک بنده خدا در داخل شهر را با صد میلیون به پایان برسانند ،برو بگذار مشکل همشهریانت حل شود .
برو دیگر مزاحم نشو. برو که کسی برای حل مشکل دستفروشان و نبود مکان مناسب و قابل دسترس برای عموم مردم جهت خرید و فروش دستفروشان در تالش کاری نمیکند و دغدغه ای ندارد.
برادر عزیزم این داستان تکراری است .
به خانه ات برگرد اگر توانستی فردا یک بار دیگر روزت را از نو آغاز کن شاید مدتی بتوانی دست فروشی کنی شاید چند روزی خبری از مامور سد معبر شهردای نباشد
آری عزیزم در این شهر همه چیز مقطعی است.
یک روز هستند و ده روز خبری از کسی نیست، به بهانه ای می آیند و به بهانه ای میروند،جایی که باید حساس شوند نیستند و جایی که باید نباشند هستند .
این داستان همیشگی شهر ماست، فروغنت را بردار و بیا
شاید چند روزی تا آبها از آسیاب بیفتد کسی با تو کاری نداشته باشد.
امیدت به خدا باشد شاید مردی از این شهر برای ساماندهی وضعیت دستفروشان قدمی بردارد شاید …
امیدت به خدا باشد دوست عزیزم ،مسولین شهر سرشان شلوغ است ./۸ دی نیوز

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

صحف نیوز – پایگاه خبری تحلیلی صحف نیوز | پایگاه خبری تحلیلی صحف نیوز